زیر پوست گزارش‌سازی افزایش درآمد ریالی شرکتهای تولیدی؛ فرار از کاهش تولید و عملکرد عملیاتی با خالی فروشی حاصل از نرخ تسعیر

ارزیابی سلامت بنیادی یک بنگاه هرگز نباید بر پایه مقایسه ساده درآمد ریالی با دوره مشابه سال قبل انجام شود. معیارهای راستین ارزیابی در این صنعت شامل تغییرات «تناژ واقعی تولید»، «حجم فیزیکی فروش داخلی و صادراتی»، «پایداری بازارهای هدف بین‌المللی» و «نرخ بهره‌برداری از ظرفیت اسمی» است.

به گزارش نفیرنفت | شبکه خبری صنعت نفت ایران؛ انتشار گزارش‌های عملکرد برخی شرکت‌های پتروشیمی با رکوردهای خیره‌کننده در بخش «درآمدهای عملیاتی»، موجی از خوش‌بینی را در بازار سرمایه ایجاد کرده است. با این حال، نگاهی ژرف‌تر به صورت‌های مالی نشان می‌دهد که این رشد اسمی، بازتابی از رونق واقعی تولید نیست؛ بلکه دستپخت ترکیب هم‌زمان «تورم انباشته ساختاری» و «جهش نرخ تسعیر ارز» است. در شرایطی که حجم فیزیکی تولید و تناژ فروش شرکت افت داشته است، بزرگ‌تر شدن عدد نهایی درآمد در صورت‌های مالی صرفاً یک تورم عددی (Inflationary Illusion) محسوب می‌شود که ناشی از تبدیل درآمدهای ارزی به ریال با نرخ‌های بالاتر است، بدون اینکه ارزش افزوده واقعی یا رشدی در زنجیره ارزش ایجاد شده باشد.

از منظر حاکمیت شرکتی و مدیریت مالی، تمرکز صرف بر ارقام اسمی درآمد به‌شدت گمراه‌کننده است، چرا که هزینه‌های عملیاتی و بهای تمام‌شده این صنایع با شیبی تندتر از رشد درآمد در حال صعود است. افزایش مداوم قیمت خوراک گاز و مایع، سرسام‌آور شدن هزینه‌های انرژی، لجستیک، تعمیرات و نگهداری، حاشیه سود واقعی شرکت‌ها را به شدت تحت فشار قرار داده است. در چنین فضایی، اگرچه خط بالای صورت سود و زیان (درآمد) قطورتر به چشم می‌خورد، اما کیفیت سودآوری (Earnings Quality) و جریان نقد آزاد واقعی شرکت در حال فرسایش است و شرکت در واقع با پدیده حفظ ارزش اسمی و افت ارزش ذاتی مواجه است.

بنابراین، از نگاه حاکمیت شرکتی، ارزیابی سلامت بنیادی یک بنگاه هرگز نباید بر پایه مقایسه ساده درآمد ریالی با دوره مشابه سال قبل انجام شود. معیارهای راستین ارزیابی در این صنعت شامل تغییرات «تناژ واقعی تولید»، «حجم فیزیکی فروش داخلی و صادراتی»، «پایداری بازارهای هدف بین‌المللی» و «نرخ بهره‌برداری از ظرفیت اسمی» است. سرمایه‌‌گذار هوشمند و مدیر ارشد راهبردی کسی است که فریب اعداد تورم‌زده درآمدی را نخورد و شرکت‌ها را بر اساس قدرت عملیاتی، بهره‌وری ساختاری و توان حفظ سهم بازار در عرصه رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی قضاوت کند.