پدافند غیرعامل در برابر «نمایشزدگی رسانهای» و ورود سلبریتی ها به صنعت پتروشیمی واکنش نشان دهد
به گزارش نفیرنفت | شبکه خبری صنعت نفت ایران؛ در شرایط پس از جنگ، نخستین وظیفه یک مجموعه زیرساختی بازسازی، تثبیت تولید و ترمیم لایههای حفاظتی است، نه افزایش سطح دیدهشدن فیزیکی و رسانهای آن. در ادبیات مدیریت ریسک، «سطح حمله» تنها به معنای نقاط ضعف فنی نیست؛ هر اطلاعاتی که بتواند شناختی از ساختار، وضعیت، ارتباطات یا الگوی فعالیت یک زیرساخت ایجاد کند، بالقوه بخشی از سطح مواجهه اطلاعاتی آن است. بنابراین انتشار تصاویر متعدد از محیطهای صنعتی، مسیرهای دسترسی، تجهیزات، ساختمانها یا آثار حمله و بازسازی، حتی اگر با نیت تبلیغاتی یا نمایش مقاومت انجام شود، باید پیش از انتشار از منظر امنیت عملیاتی (OPSEC) و ارزیابی تهدید بررسی شود. مسئله، مخالفت با اطلاعرسانی یا قدردانی از مقاومت کارکنان نیست؛ مسئله این است که در یک زیرساخت حیاتی، «چه چیزی، توسط چه کسی، در چه زمانی و با چه میزان جزئیات» منتشر میشود.
از منظر پدافند غیرعامل، یک اصل بنیادین وجود دارد: کاهش آسیبپذیری با کاهش قابلیت شناسایی و کاهش امکان بهرهبرداری از اطلاعات حساس. در بسیاری از چارچوبهای حفاظت از زیرساختهای حیاتی، امنیت فیزیکی، امنیت سایبری، مدیریت اطلاعات و تابآوری عملیاتی در یک منظومه واحد دیده میشوند. حتی اگر یک تصویر بهظاهر فاقد اطلاعات محرمانه باشد، مجموعهای از تصاویر منتشرشده در طول زمان میتواند تصویری بسیار دقیقتر از وضعیت یک تأسیسات ایجاد کند. به همین دلیل، تبدیل آثار تخریب یک مجتمع صنعتی به یک «کلکسیون تبلیغاتی» و تکرار بازدیدهای عمومی، بدون اعمال فرآیندهای کنترلشده، با منطق احتیاطی حاکم بر حفاظت از زیرساختهای حیاتی سازگار نیست. در چنین شرایطی، پدافند غیرعامل باید پیش از روابط عمومی قرار گیرد، نه در برابر آن؛ بلکه بهعنوان چارچوب روابط عمومی حرفهای عمل کند.
البته روایت مقاومت، بازسازی و ایثار کارکنان ارزش رسانهای و حتی سرمایه اجتماعی بالایی دارد؛ اما این روایت میتواند بدون نمایش جزئیات فیزیکی و عملیاتی مجتمع نیز ساخته شود. میتوان از زبان کارکنان، روایت خانواده شهدا، تصاویر کنترلشده، نماهای عمومی، مستندات تاریخی، دادههای عملکردی غیرحساس و گزارش پیشرفت بازسازی برای ساختن یک روایت ملی استفاده کرد. در واقع روابط عمومی هوشمند در زیرساخت حیاتی، بیش از آنکه «همهچیز را نشان دهد»، میداند چه چیزهایی را نباید نشان دهد. این تفاوت میان تبلیغات متعارف و ارتباطات راهبردی در محیطهای پرریسک است.
تجربه حملات اخیر به زیرساختهای انرژی نیز یک درس مهم دارد: پس از اصابت نخستین ضربه، دوره بازسازی پایان تهدید نیست؛ بخشی از دوره تهدید است. زمانی که یک مجموعه هنوز در حال ترمیم، بازآرایی و بازگرداندن ظرفیتهای عملیاتی خود است، حفاظت از اطلاعات مرتبط با آن باید حتی جدیتر دنبال شود. از این منظر، پیشنهاد منطقی آن است که هرگونه بازدید چهرههای عمومی، هنرمندان و رسانهها از چنین مجموعههایی صرفاً پس از تأیید واحدهای حراست، پدافند غیرعامل و ایمنی و در چارچوب یک «پروتکل انتشار» انجام شود؛ پروتکلی که حدود تصویربرداری، نقاط مجاز، زمان انتشار، اطلاعات قابل اعلام و فرآیند تأیید محتوای نهایی را مشخص کند.
زیرساختی که هدف قرار گرفته، نباید دوباره با بیاحتیاطی اطلاعاتی در معرض تهدید قرار گیرد. افتخار به مقاومت یک مجتمع صنعتی زمانی ارزشمند است که خودِ مجتمع نیز محفوظ بماند. امروز بازسازی فیزیکی این تأسیسات یک مأموریت مهندسی است، اما حفاظت از اطلاعات آن یک مأموریت امنیتی و ملی. اگر قرار است از ویرانهها روایت ساخته شود، باید روایتی ساخته شود که قهرمانانش دیده شوند، اما آسیبپذیریهای زیرساخت دیده نشود.
